| |
|
Saturday, December 13, 2003
● خيلي فکرم الکي الکي مشغوله . هيچي يادم نمي مونه ، حافظه ام هم از دست دادم . مثلا يه کاري رو انجام ميدم دو دقيقه بعد يادم ميره انجام دادم يا نه ! فکر کنم همين روزهاست که دوباره خواب ببينم سوسکها حمله کردن ! آخه مي گن وقتي فکرت خيلي مشغول و قاراشميشه خواب سوسک مي بيني ! اَه که چقدر از سوسک بدم مياد ! چند دقيقه پيش هم يه خرمگس رو توي حموم گير انداختم حالا يکي بره بکشتش ! اَه اين کازا هم که جديدا واقعا گند زده با اين آهنگ دانلود کردنش ! همه اش يا وسطش تبديل به جيغ مي شه يا يه ذره اولش آهنگ داره بقيه اش هواست يا هم اصلا نداره اون آهنگهائي رو که مي خواي !!
........................................................................................□ نوشته شده در ساعت 3:32 PM توسط ME Thursday, December 11, 2003
●
........................................................................................
از همه شنيده بودم فيلم دختر ايروني خيلي باحال و خنده داره گفتيم با مهسا بريم يکم بخنديم دلمون باز شه . رفتيم اولاش خنده دار بود اما آخرش دلم گرفت . اينم از فيلممون ! بازم سوژه هاي تو سينما جالب تر بودن ! نشد ما يه بار بريم سينما و اين بچه مچه ها رو با دوست دختر دوست پسراشون نبينيم سوتي شه :)) امروز هم تا من بيام مهسا گفت يکي از بچه ها رو ديده ، يه پسره است که آخره هيزه و حال آدم رو به هم ميزنه . مي گفت با سه تا دختر رفت تو ! کم اشتها ! تازه اون منتظر دخترا بوده بعد اونا رفتن بليط خريدن ! ضايعه ! بعد داشت همينطور تعريف مي کرد و مي خنديديم يهو من ديدم صندليهاي رديف جلوي ما دقيقا جلوي ما بودن ! :))) نشد ما يه بار سوتي نديم :)) ولي در کل فيلمش بد نبود بريد ببينيد . هم از هديه تهراني خوشم مياد هم از امين حيائي ! فقط نميدونم چرا ما نرفتيم سينما و نرفتيم امروز که منجمد بود هوا رفتيم . يعني به نقطه انجماد رسيديم هااااا ! هنوز هم که هنوزه يخم آب نشده دارم تيک تيک مي لرزم و تايپ مي کنم . حالا از اينم گذشته رفتيم يه کافي شاپ من مي خواستم ژله بستني بخورم مهسا نذاشت گفت منجمد مي شي خلاصه مجبور شدم از اين قهوه سانان بخورم که اصولا هم از چيزاي تلخ خوشم نمياد . خلاصه کاپوچينو سفارش دادم ولي حالللللللللللممممم به هم خورد ! اُه اينو چجوري مي خورننننننن ؟؟؟؟ شش تا قاشق شکر ريختم ولي بازم حالم به هم خورد ! آخرش هم همينجوري گذاشتمش ! هنوز هم داره حالم به هم مي خوره !! اَاَاَاَاَه ! ولي خنديديم هاااااا :)) روز بدي نبود . خوب بود ! □ نوشته شده در ساعت 9:42 PM توسط ME Wednesday, December 10, 2003 ........................................................................................ Tuesday, December 09, 2003
● مي خوام سيستم نظر خواهيمو بدم خروس قندي بخرم ! فکر مي کردم اين چند روزه اصلا کسي نظر نداده !! حالا يا اشکال از آي اس پي اِ است يا از سيستم نظر خواهي !
□ نوشته شده در ساعت 11:13 PM توسط ME
● هي آيدا گفت پاشو بيا ها ، تو ا خنگ گفتي حال ندارم ! حالا بمون تو خماريش !!
........................................................................................□ نوشته شده در ساعت 3:18 PM توسط ME Monday, December 08, 2003
● اين دوستي مدتها بود که پايه هاش متزلزل شده بود . انتظار فرو ريختنش رو داشتم !
........................................................................................□ نوشته شده در ساعت 2:55 PM توسط ME
|
صفحه اصلی
سر دبير : خودم خورشيد خانوم پينکفلويديش زن نوشت بانوي شرقي مي نويسم ، پس هستم یادداشتهای ابلهانه آدم نصفه نيمه پرتقالي استامينوفن ديوارهاي سنگي هذيان هاي يک ذهن متورم کارگر معدن نوشي و جوجه هايش دنياي يک ايراني بارانه درباره هستي من باکره اتاق بي حريم ديوانه تر قره قوروت چخوف منو نديدي ؟ گاف ماهي باران نقره اي لينکستان فرابلاگ آيدين برداشت دوم خشايار دخترک شیطان تقدير از بالاي ديوار جهانخانه بدون امضاء اعترافات يک متهم آخرين وسوسه : ديوانگي Elle Est In The Arms Of The Angel Sweet Coma Sound Of Silence DESERTTIGER Far From The Madding Crowd I Need To Be ! OU-TOPOS Gone With The Sun Persian Download
Visitors:
|